آمپول ویتامین د3
سلام جوجه خوشگل مامان دیشب بعد از مدتها رفتیم خونه پسر عموی مامانی و خانومش که پرستار بخش اطفال بیمارستان بوده برات آمپول ویتامین د3 رو که دکترت داده بود زد من اصلا تحمل دیدنشو نداشتم پشت در نگاه میکردم و دلم داشت میترکید از غصه دیشب همش دعا میکردم خدایا به بزرگیت قسم هیییییییچ بچه ای مریض نشه و کارش به دکتر و آمپول و این چیزا نرسه الهی آمین



